X

هيئت جوانان متوسلين به جوادالاائمه (ع). مشهد

ولادت و شهادت امام جواد

  ولادت امام جواد

تولد مبارك امام جواد (ع) نه تنها پايان بخش دلهره هاي شيعيان وافشاي نيت  فرصت طلبان و سود جوياني چون فرقه واقفيه بود، بلكه آغاز فصل نويني از تاريخ ائمه اطهار است .

راويان و تاريخ نگاران شيعه اقوالي را درباره تاريخ تولد حضرت ذكر كرده اند :

1- شيخ كليني در اصول كافي ، شيخ مفيد در ارشاد، رمضان  هجري195

ابن شهر آشوب در مناقب و قتال روضه الواعظين اربلي در كشف الغمه روز ولادت را 19 رمضان 195 هجري ذكر كرده اند.

2-  قولي 15  رمضان 195 هجري ..

3- شيخ طوسي از احمد بن محمد  عياش در انوار البهيه 10 رجب 195 هجري را روز ولادت حضرت دانسته است.

الكافي ج1 ص492  ،  موسوعه الامام الجواد ج1 ص7و8 . المناقب لابن شهر آشوب ج4 ص379 ، كشف الغمه ج2 ص343و345و362 . بحار الانوار ج50 ص11  ،  مسار الشيعه ص 43 . مصباح المتهجد ص805  ،  الانوار البهيه ص249

برخي تولد حضرت را در شب جمعه و برخي روز جمعه ذكر كرده اند .

در ميان اقوال چهار گانه، فرازي از دعاي ناحيه مقدس ، قول چهارم را تاييد مي نمايد آنجا كه حضرت مي فرمايند:

  " اللهم اني اسئلك بالمولدين في رجب محمدبن علي الثاني و ابنه علي بن محمد المنتخب ."

 

داستان تولد امام جواد(ع)

علامه  مجلسي (ره) در جلاءالعيون مي نويسد: ابن شهر آشوب به سند معتبر از حكيمه خاتون دختر امام موسي كاظم (ع) روايت مي كند كه :

روزي برادرم حضرت رضا(ع) مرا طلبيد و فرمود:

 اي حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مي شود و بايد تو در وقت تولد او حاضر باشي.

من در خدمت آن حضرت ماندم , چون شب فرا رسيد حضرت مرا با خيزران و زنان قابله به حجره آورد و چراغي نزد ما افروخت و از حجره بيرون رفت و در را بر روي ما بست .

حكيمه خاتون مي افزايد : خورشيد امامت با بدنيا آمدنش حجره را نوراني كرد بر آن حضرت پرده نازكي چون جامه احاطه كرده بود و نوري از حضرت ساطع  مي شد

چون نور مبين را در دامن گرفتم . آن پرده حائل را از خورشيد جمالش دور كردم . حضرت امام رضا(ع) به حجره آمد .

پس از آنكه حضرت جواد (ع) را در جامه ها  مطهر پيچيده بوديم و حضرت رضا(ع) آن گوشواره  امامت را از ما گرفت  و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود : از اين گهواره جدا مشو .

چون روز سوم ولادت فرا رسيد، امام جواد(ع) ديده حقيقت  بين خويش را به آسمان گشود وبه سوي راست و چپ نظر كرد و به زبان فصيح ندا داد :

"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله ." 

چون اين حالت غريب  را از آن نور ديده مشاهده كردم، به خدمت حضرت رضا(ع) شرفياب شدم و آنچه ديده و شنيده بودم را به خدمت حضرت عرض كردم .

حضرت فرمود :پس از اين عجايب  بسيار را بيش از آنچه مشاهده كردي، مشاهده خواهي كرد.

منتهي الامال  ج2 ص572و573  ،  المناقب ج4 ص394 ، بحار النوار ج48 ص316 و ج50 ص10، الانوار البهيه ص250 ، حليه الابرار ج4 ص524 ، الثاقب في المناقب ص504 ، مدينه المعاجز ج7 ص260 

***********************

شهادت امام جواد


اين‌ نوگل‌ باغ‌ ولايت‌ و عصمت‌ گرچه‌ كوتاه‌ عمر بود ولى‌ رنگ‌ و بويش‌ مشام‌جانها را بهره‌مند ساخت‌ . آثار فكرى‌ و رواياتى‌ كه‌ از آن‌ حضرت‌ نقل‌ شده‌ و مسائلى‌ را كه‌ آن‌ امام‌ پاسخ‌ گفته‌ و كلماتى‌ كه‌ از آن‌ حضرت‌ بر جاى‌ مانده‌ ، تا ابد زينت‌بخش‌ صفحات‌ تاريخ‌ اسلام‌ است‌ . دوران‌ عمر آن‌ امام‌ بزرگوار 25 سال‌ و دوره‌ امامتش‌ 17 سال‌ بوده‌ است‌ . معتصم‌ عباسى‌ از حضرت‌ جواد دعوت‌ كرد كه‌ از مدينه‌ به‌ بغداد بيايد . امام‌ جواد در ماه‌ محرم‌ سال‌ 220 هجرى‌ به‌ بغداد وارد شد . معتصم‌ كه‌ عموى‌ ام‌ الفضل‌ زوجه‌ حضرت‌ جواد بود ، با جعفر پسر مأمون‌ و ام‌ الفضل‌ بر قتل‌ آن‌ حضرت‌ همداستان‌ شدند .
علت‌ اين‌ امر - همچنان‌ كه‌ اشاره‌ كرديم‌ - اين‌ انديشه‌ شوم‌ بود كه‌ مبادا خلافت‌ از بنى‌ عباس‌ به‌ علويان‌ منتقل‌ شود . از اين‌ جهت‌ ، درصدد تحريك‌ ام‌ الفضل‌ برآمدند و به‌ وى‌ گفتند تو دختر و برادرزاده‌ خليفه‌ هستى‌ ، و احترامت‌ از هر جهت‌ لازم‌ است‌ و شوهر تو محمد بن‌ على‌ الجواد ، مادر على‌ هادى‌ فرزند خود را بر تو رجحان‌ مى‌نهد . اين‌ دو تن‌ آن‌ قدر وسوسه‌ كردند تا ام‌ الفضل‌ - چنان‌ كه‌ روش‌ زنان‌ نازاست‌ - تحت‌ تأثير حسادت‌ قرار گرفت‌ و در باطن‌ از شوهر بزرگوار جوانش‌ آزرده‌ خاطر شد و به‌ تحريك‌ و تلقين‌ معتصم‌ و جعفر برادرش‌ ، تسليم‌ گرديد . آنگاه‌ اين‌ دو فرد جنايتكار سمى‌ كشنده‌ در انگور وارد كردند و به‌ خانه‌ امام‌ فرستاده‌ تا سياه‌روى‌ دو جهان‌ ، ام‌ الفضل‌ ، آنها را به‌ شوهرش‌ بخوراند . ام‌ الفضل‌ طبق‌ انگور را در برابر امام‌ جواد (ع‌) گذاشت‌ ، و از انگورها تعريف‌ و توصيف‌ كرد و حضرت‌ جواد (ع‌) را به‌ خوردن‌ انگور وادار و در اين‌ امر اصرار كرد . امام‌ جواد (ع‌) مقدارى‌ از آن‌ انگور را تناول‌ فرمود . چيزى‌ نگذشت‌ آثار سم‌ را در وجود خود احساس‌ فرمود و درد و رنج‌ شديدى‌ بر آن‌ حضرت‌ عارض‌ گشت‌ . ام‌ الفضل‌ سيه‌كار با ديدن‌ آن‌ حالت‌ دردناك‌ در شوهر جوان‌ ، پشيمان‌ و گريان‌ شد ، اما پشيمانى‌ سودى‌ نداشت‌ . حضرت‌ جواد (ع‌) فرمود : چرا گريه‌ مى‌كنى‌ ؟ اكنون‌ كه‌ مرا كشتى‌ گريه‌ تو سودى‌ ندارد . بدان‌ كه‌ خداوند متعال‌ در اين‌ چند روزه‌ دنيا تو را به‌ دردى‌ مبتلا كند و به‌ روزگارى‌ بيفتى‌ كه‌ نتوانى‌ از آن‌ نجات‌ بيابى‌ . در مورد مسموم‌ كردن‌ حضرت‌ جواد (ع‌) قولهاى‌ ديگرى‌ هم‌ نقل‌ شده‌ است‌ .

|لينك ثابت| نوشته شده توسط رضا اديبي مقدم در ساعت 01:59

زندگي نامه امام جواد

زندگي نامه امام جواد

زندگانى ابو جعفر محمد الجواد ابن على الرضا بن موسى الكاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زين العابدين بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام، نهمين امام از اهل بيت صلوات الله عليهم اجمعين امام جواد (ع) در شب جمعه 19 ماه مبارك رمضان يا 15 اين ماه يا روز جمعه 10 رجب در شهر مدينه به دنيا آمد. قولى كه در كتاب مصباح المتهجد آمده، تاريخ اخير را تاييد مى‏كند. در آنجا آمده است: ابن عياش گويد اين دعا به وسيله استاد بزرگ ابو القاسم (رضى الله عنه) آمده است كه: «اللهم انى اسئلك بالمولودين فى رجب محمد بن على الثانى و ابنه على بن محمد المنتجب الدعاء». وى مى‏نويسد: ابن عياش گفته است: روز دهم رجب، ميلاد ابو جعفر ثانى است. آن حضرت در روزگار خلافت معتصم، روز شنبه آخر ذى قعده يا آخر ذى حجه يا پنجم يا ششم ذیحجه در روز سه ‏شنبه سال 220 هجرى در بغداد چشم از جهان فرو بست. و در مقابر قريش در پشت قبر جدش امام موسى كاظم (ع) به خاك سپرده شد. مدت عمر وى بيست و پنج ‏سال بود. كلينى گويد: عمر آن حضرت 25 سال و 2 ماه و 18 روز و بنا بر قول ديگرى سه ماه و بيست و دو روز بود. ابن خشاب گويد: امام جواد (ع) ، 25 سال و سه ماه و 18 روز زيست و شيخ مفيد عمر آن حضرت را 25 سال و اندى مى ‏داند. از اين مدت، وى هشت‏ يا هفت ‏سال و چهار ماه و دو روز با پدرش و 17 يا 18 سال، بيست روز كمتر، پس از پدرش زيست. كه اين همان مدت امامت و خلافت آن حضرت به شمار مى‏رود و مصادف با دوران پادشاهى مامون است. آن حضرت در اوايل دوران خلافت معتصم وفات يافت. برخى وفات آن حضرت را در دوران خلافت واثق دانسته‏ اند. حافظ عبد العزيز بن اخضر جنابذى در معالم العترة الطاهرة از محمد بن سعيد نقل كرده است كه گفت: محمد بن على (ع) ، در زمان خلافت الواثق بالله به قتل رسيد. شايد اين اشتباه براى وى از آنجا پيش آمده كه واثق بر آن حضرت نماز گزارد. بلكه سخن صحيح آن است كه امام جواد (ع) در عهد خلافت معتصم از دنيا رفت. زيرا مردم در سال 227 هجرى با واثق براى خلافت‏ بيعت كردند. تنها توجيه براى قول جنابذى آن است كه شايد مقصود وى آن بوده كه واثق در زمان خلافت معتصم، آن حضرت را با خورانيدن سم به قتل رسانيده است.

مادر امام جواد (ع)

مادر آن حضرت كنيزى بود كه او را«سكن مريسيه‏»و يا«سبيكه‏»مى‏خواندند. برخى علاوه بر اين دو نام، از مادر آن حضرت با نامهاى ديگرى نيز ياد كرده‏اند همچون سبيكه، نوبيه و سكينه، كه شايد اين نام آخر صورت تصحيف شده سبيكه باشد، خيزران و دره. امام رضا (ع) اين زن را خيزران مى‏خواند و گفته‏ اند نامش ريحان و قبطى و مكنى به ام الحسن بود.

كنيه امام جواد (ع)

او را با كنيه ابو جعفر ياد مى‏كردند. همچنين براى آن كه با امام باقر (ع) ، كه او هم كنيه ابو جعفر داشت، اشتباه نشود كنيه وى را ابو جعفر ثانى ذكر مى‏كردند.

لقب آن حضرت

آن حضرت را القابى بود مانند جواد و قانع و نجيب و تقى. اما از همه القاب وى مشهورتر لقب جواد بود.

نقش انگشترى آن حضرت

«نعم القادر الله‏»بوده است.

پل ارتباطي ما با شما

lolovatoto@yahoo.com
ويا با شماره ۰۹۳۶۳۷۰۷۸۷۷

تماس حاصل فرمائيد

|لينك ثابت| نوشته شده توسط رضا اديبي مقدم در ساعت 01:37

تاريخچه و معرفي

 

معرفي و تاريخچه هيئت جوانان جواد الائمه (ع)

 

اين هيئت در سال74در مشهد خيابان فدائيان اسلام خيابان چمن تاسيس شد.
در ابتدا گروهي از بچه هاي محله گرد هم آمديم وتصميم بر ايجاد وراه اندازي يك جلسه مذهبي گرفتيم ، چون در حقيقت يك جلسه مذهبي كم داشت تا تمام جوانان محل را جذب خود نمايد ، 
وجلوگيري از خيلي مشكلات ديگر وبراي تقويت وبهتر شدن اعتقادات وايمان هايمان ايجاد گرديد از ابتداي راه نظر بر اين شد كه دعاي كميل خوانده شود وتاكنون برهمين منوال ادامه داده ايم
برنامه ها براين اساس ميباشد در شب هاي جمعه ساعت20 با قرائت دعاي كميل شروع وبعد از آن سخنراني توسط يكي از روحانيون ،
 درانتهاي برنامه اگرمصادف با ميلادي باشد ، مراسم جشن واگربا وفاتي مصادف باشد، مراسم مرثيه خواني و سينه زني اجرا مگردد. حد اكثر تا ساعت22:30 ادامه دارد.مناسبتهاي مهمي كه هيئت مراسم برگزار ميكند:
 دهه اول محرم – ولادت و شهادت آقا جواد الائمه (ع) – ولادت حضرت فاطمه – ولادت امام رضا-عيد سعيد غدير خم- اربعين حسيني و ...
جلسات هيئت  در شبهاي جمعه در منازا اعضا كه به صورت نوبتي ميباشد  كه بر اساس  ليستي ميباشد كه به صورت هر شش ماه يك با ر تهيه ميشود برگزار ميگردد .
لازم به ذكر ميباشد كه يكي از بهترين و پرطرفدار ترين آيتم هاي  جلسه سخنراني هاي كه توسط استاد يغوبيان مدرس حوزه علميه قم ميباشد .

ايشان چندي ميباشد كه به شهر قم صفركرده اند اما هرگاه كه به مشهد سفر داشته  ما حتماً از سخنراني و وجود ايشان نهايت استفاده را ميكنيم اشان تخصص خاصي در احاديث و روايات و آيات دارند.
ما در اين جلسه هر هفته برنامه قرائت قرآن كريم را داشته كه اعضاي آن 30 نفر ميباشند و هر كس تا جلسه بعد كه مدت يك هفته ميباشد مي بايست آن جزء خود را خوانده ، درواقع ما در يك جلسه براي سلامتي آقا امام زمان يك دوركامل قرائت قرآن كريم را داريم .
دهه محرم: در اين دهه مراسمات هر شب به مدت ده شب در مسجد وليعصر واقع در خيابان فدائيان اسلام خ چمن  نبش چمن10 برگزار ميگردد.
ابتدا مراسم با قرائت زيارت عاشورا شروع بعد از آن با سخنراني ادامه و در انتها با مرثيه خواني و سينه زني پايان و با فيض اكبر (شام) اتمام ميابد.
اين مراسم به مدت 10شب برگزار ميگردد در روز عاشورا ساعت 9 صبح به صورت دسته جات مذهبي (هيئت ) با پاي پياده جهت عرض ادب و تسليت به حرم آقا امام رضا مشرف شده وبعد براي نماز ظهر و صرف نهار به مسجد ولي عصر باز گشته در انتهاي شب هم مراسم شام غريبان به صورت دسته جمع و سنتي برگزار ميگردد.

                                                                                                                                                                                                                                                                                                   شعر شناسه هيئت جوادالائمه (ع)

 

كجائيد اي شهيدان خدايي     بلاجويان دشت كربلايي
كجائيد اي سبك بالان عاشق    پرنده تر ز مرغان هوايي

 

كجائيد اي امام و رهبر ما     كشي  دست نوازش بر سر ما
رفيقان رفته اند نوبت به نوبت     خدايا نوبتم كي خواهد آمد

 

تويي كه معدن جودي و احسان     جواداكن نظر بر ماگدايان
اگر چه ما گنه كارو بد هستيم     روا فرما تو حاجات ما محبان

|لينك ثابت| نوشته شده توسط رضا اديبي مقدم در ساعت 08:27